بعد از دفن شین، گروه باید به دنبال جایی برای زندگی، با امنیت بیشتر و محیطی گرم تر می گشتند... و یا همه آنها باید همانند شین، زیر زمین خاک می شدند. آنها سوار ماشین کمپینگ دیل شدند و به تایریس، که با چکشش کمک خوبی به حساب می آمد، برخورد کردند. او با دخترش جولی و دوست دخترش، کریس، با هم در سفر بودند. وقتی که همه برای شب در جایی مستقر شدند، لوری از حاملگی اش به ریک خبر داد.
برای ثبت نظر ابتدا به سایت وارد شوید!